تازه ها :

ظاهر تایمن

شکسته های بی معنا…

zahertaiman

قصهء کوتاه نویسنده: ظاهر تایمن ______________ تلفون را با قهر زد زمین… صورتش سرخ شده بود. دستانش می لرزيد. درنگی بی حرکت ايستاد. گوشی را از زمین برداشت. می خواست دوباره به حميد زنگ بزند. متردد بود. دل و نادل تلفون را دوباره سرجايش گذاشت. آهسته آهسته سوی اتاق خواب راه افتاد. يکراست خودش را روی بستر انداخت. ورق های ... بیشتر بخوانید »

متأسفم برای صبح هایی که نشانِ غم های تازه دارند

ZaherTaiman2

شعر از: تایلر نات گریگسون Tyler Knott Gregson برگردان: ظاهر تایمن متأسفم از صدای تفنگ ها، کارتوس ها، درد متأسفم از خونی که باران آنرا نخواهد شست متأسفم از بمب ها، انفجار ها، اشک ها متأسفم برای آنانی که از هراس ما، به غرور میرسند متأسفم برای دنیایی که با تنفر خویش آن را وحشتسرا میکنیم متأسفم برای آن هایی ... بیشتر بخوانید »