تازه ها :

شعر

افکارِ سیاه

Screenshot 2020-11-11 at 10.48.10

شریف حکیم نومبر ۲۰۲۰ سدنی میله ها یک روز شاید بشکنند و قفل هایش هم تومگرپا بندِ افکار سیاه خویش خواهی ماند تا بدستت نامه ی قدسی ست بهرِ نفرتِ دنیا دشمنِ وارستگانِ عصر ، بیش از بیش خواهی ماند گر شود زاغی کبوتر ، یاکه کرگس چون هما روزی تومگر چون کژدُمی ، با زهر آگین نیش خواهی ماند ... بیشتر بخوانید »

سوگنامه ها

D60LmoVXYAEizep

شبگیر پولادیان سیاووش را به خاک افگند خفاشان خون آشام سیاووش مرد آتش زاد ز اتش پاک تر چون تابش آیینه اتشفام سیاووش را مبر از یاد مبر ‌از یاد‌ شهری را که‌ در خون واژه های سرنوشت تلخ خود اکنون نویسد نام هنوز از قله های اسه مایی بوی خون پیچد مشام شهر بدفرجام چه شهری، سرنوشتی سخت دشمنکام! ... بیشتر بخوانید »

صدای «پدرسوخته‌گان»

101989541_3077452395631961_1459250275943448576_n

عزیز ایما {}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{} اندکی آبی بده من سوختم! کودکم از کوی مولانای بلخی جدِ من وقتی ازین‌جا می‌گذشت کاروانِ هجرتش را هیچ‌کس آتش نزد پیرِ نیشاپور پیشانی او را بوسه زد گفت: «این پسر روزی آتشی بر خرمن عالم زند.» های سعدی! کو بنی آدم؟ اندکی آبی کسی بر جانِ من آتش زده عضو عضوم را به درد آورده‌است این ... بیشتر بخوانید »

عباس خروشان در سروده‌های زندان

Screen Shot 2020-05-05 at 15.03.26

پرتونادری می‌پندارم، کم‌تر جایی شنیده‌ام یا خوانده‌ام، شایدهم بهتر باشد بگویم که هیچ‌جایی نه شنیده‌‌ام و نه هم خوانده‌ام که عباس‌خروشان نیز از تیرۀ شاعران پای‌داری افغانستان است و بخشی از این گونه شعرهایش را در زندان سروده است.شاید یکی از دلایل هم آن باشد که او در جوانی به عضویت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در آمده بود.با این‌حال خروشان ... بیشتر بخوانید »

وحید وارسته

95388417_854552298390051_5180648041299836928_n

پرتو نادری «آب را باید شست»نخستین گزینۀ شعری وحید وارسته در سال 1380خورشیدی با مقدمۀ واصف باختری در پشاور پاکستان انتشار یافته است. در این گزینه هشتاد و دو پارچه شعر شاعر گرد آوری شده است.سروده‌های سپید و نیمایی به اضافۀ شش غزل شاعر. این گزینه عمدتاً کوتاه سرایی‌های وارسته است. برای آن که در این گزینه به غیر از ... بیشتر بخوانید »

به رخشانه غوری و همه ی رخشانه هایی که زیر سنگ ها جان دادند

Rokhshana

سنگسار استاد لطیف ناظمی گیسوانش به دست باد افتاد باد بی آبروی زن باره پیرهن چاک چاک و خون آلود برقعش از هزار جا پاره زن در ان دشت خشک در گودال به یکی بقچه ی سفر می ماند مرد یک چشم باصدای بلند پشت هم آیه ی زنا می خواند مرد یک چشم نعره زد بزنید این زن زشت ... بیشتر بخوانید »

کوچِ‭ ‬دلتنگی‭ ‬

سسس

‭ ‬ شریف‭ ‬حکیم کاغذ‭ ‬ازاشک‭ ‬غم‭ ‬آلودِ‭ ‬قلم قلم‭ ‬از‭ ‬سرخ‭ ‬ترین‭ ‬رنگِ‭ ‬مروج‭ ‬در‭ ‬شهر و‭ ‬من‭ ‬از‭ ‬قصۀ‭ ‬تکراری‭ ‬سوگ همگی‭ ‬دلتنگیم کوچِ‭ ‬دلتنگی‭ ‬من باربرشانۀ‭ ‬سردِ‭ ‬قلم‭ ‬است و‭ ‬قلم من‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬بارم‭ ‬را‭ ‬،‭ ‬جمع‭ ‬با‭ ‬اشک‭ ‬خودش رویِ‭ ‬اوراق‭ ‬ورم‭ ‬کردۀ‭ ‬یک‭ ‬دفترِشعر یا‭ ‬درآغوش‭ ‬ملوث‭ ‬شده‭ ‬ی‭ ‬یک‭ ‬تاریخ همه‭ ‬را‭ ‬می‭ ... بیشتر بخوانید »

(شرم ناتوانی …)

Screen Shot 2019-08-18 at 16.41.50

مشکل ما نفهمیدن حقیقت نیست ، مشکل ما ناتوانی در برابر حقیقت است ________________ حسیب نیما من از کجای زمینم که جنگ می گریم کدام آیینه-دارم ، که سنگ می گریم چگونه شاعر آزادی ام ، که نسل به نسل برای ختم پرنده تفنگ می گریم برای جشن قفس ها و مرگ چلچله ها به روی مقبره ی عشق ننگ ... بیشتر بخوانید »

سوگنامه ها

ghaznia

  ا داکتر حمیرا نکهت دستگیرزاده عنصری، میتوانی در دوران جهالت نو با آیپد امریکایی مرثیه بنویسی؟ ها؟ آیپدت را بردار و انترنتت را با جی فور شاهانه وصل کن آتش را بنگر چگونه کوچه های خاکی شهرت را فتح میکند! رو به گور تو استاده اند که شعر گفته ای رو به سنایی که خدا را عاشقانه سرود خدای ... بیشتر بخوانید »