تازه ها :
در بارۀ دفن محترمانۀ اعدام شده گان

در بارۀ دفن محترمانۀ اعدام شده گان

یک پرسش از محترم نصیرمهرین

محمد حیدراختر

 تذکر

این پرسش را برای محترم مهرین مطرح کردم، ولی بصورت عاجل روانۀ کشور مصر شدم. به این علت دیرتر نشر میشود.

پرسش:

مؤرخ محترم نصیرمهرین، سالهاست که شما در بارۀ خشونت، قتلها واعدام های سیاسی، کودتاها، کودتا های نام نهاد و در دهن توپ پراندن ها در افغانستان، تحقیق می کنید ومی نویسید. می خواهم نظر شما را در بارۀ موضوع پیدا کردن محل دفن دولتمردان قبلی وکسانی بدانم که اگر دولتمردهم نبودند به حیث مخالف اعدام و درجای های نامعلوم دفن شدند. یا به عبارۀ دیگر در گودال ها انداخته شدند.

پاسخ:

همانگونه که به درستی یادآوری نمودید، بر ای کسی که بیشتر با آن موضوعات وابعاد آن مشغول است، گونۀ رفتار با اعدامیان نیز موضوعی می شود، سزاوار تأمل. و ذهن من از اشتغال با این موضوع دور نبوده است. برداشت من این است که رفتار خشونت آمیز با اشخاصی که طرف غضب وقهر قرار می گیرند، دست آزار آن خشونت به سوی اجساد آنها نیز دراز شده است. از پیشینه های چنین رفتار، نمونه های بی شماری را داریم. دستورانصراف از دفن عادی ومعمولی را، افزون بر گسترش دامنۀ خشونت تا تن بی جان اعدامی، چند انگیزۀ دیکر نیز همراهی نموده است. از آنجمله است، هراس از این که نزدیکان، دوستان ویا هواداران مقتول، محل دفن او را حرمت ننهند. این هراس را انگیزۀ ناپدید کردن نام ونشان مقتول یا ژرفتر نمودن دامنۀ مخالفت نیز پذیرایی کرده است. می دانیم که زمینه های برای ایجاد این هراس و ناپدید کردن نام ونشان وهویت اصلی و واقعی مقتول همواره حضور دارد. چنین مقــتولین، در واقع قربانیان گونه هایی از خشونت استبدادی ویا دیکتاتوری استند. رفتار دستوردهنده گان، جز درحلقۀ کوچک گرداننده گان چرخ خشونت آمیز، در بقیه لایه های اجتماعی استقبال نشده است. هراندازه که دروغ وتهمت و تبلیغاتِ شخصیت ستیزانه بالای انسان قرار گرفته در معرض خشونت نهاده اند، میزان جانبداری از او را در میان طرفداران مقتول بالا برده و یا این که با واکنش کسانی مواجه شده است که رفتارهای خشونت آمیز وتوطئه گرانه واستبدادی را پذیرا نیستند.

یادما باشد که گام دیگر ناپدید کردن هویت انسان های قربانی استبداد، در برگهای تاریخ مجعول، فرمایشی و سرکاری ره می برد. وتاریخ کشورما چنین برگهایی نکوهیده وسزاوار بازنگری و طرد را کم ندارد.

پس اگر قرار است که برای اعدامیان، مقبره ویا دفنگاهی درنظر گرفته شود (که به نظر من خوب است وباید چنین کاری شود) موضوع زمانی به سامان می نشیند که رویکردها فراختر، انسانی، فراگروهی، فرا قومی باشند وهمراه با نقد وتقبیح آن رفتارهای خشونت آمیز پیشینه. به سخن دیگر، افکار و رفتار خشونت آمیزی را که جامعۀ ما دیده است وبا یکی از چهره های آن که انداختن اعدام شده گان در گودالها است اشنایی داریم، از نظر فرهنگیانسانی خط فاصل کشیده شود.

حکومت حامد کرزی هنگامی که با موضوع پیدا نمودن جای استخوان های رئیس جمهور پیشین،محمد داؤود و خانواده اش مشغول بود وسرانجام محلی را برای دفن شاندار او در نظر گرفت، موضوع توجه به کسان دیگر متبارزتر فراز آمد ورسانه های گروهی را مشغول نمود. در واکنش های متعدد وگوناگونۀ همان زمان می نگریستیم که مردمان دیگری نیز می خواهند که استخوان های شخصیت های مورد نظر ایشان از گودال ها بیرون آیند و در محلی محترمانه به خاک سپرده شود. تعمیــــم این آرزومندی و داشتن طرحی عام شمول، نه طرح وتصمیم حاکی از فرهنگ لجبازانه، گامی است خوب.

من در همان هنگام نیز این یادآوری را داشتم.