تازه ها :
محمد كريم نزيهی (جلوه)

محمد كريم نزيهی (جلوه)

مرد خرد و سیاست كه در میهنش غریب زیست

دكتور شمس الحق آریانفر

تاكی از جور وستم شكوه و فریاد كنید

سعی برهم زدن منشأ بیداد كنید

این بار سخن از مردیست كه میر غلام محمد غبار فرجام كتاب بزرگش افغانستان در مسیر تاریخرا با غزل پرشور او با مطلع بالا، آذین بسته است تا حسن ختام بایسته باشد آن اثر ارجمندرا.

سیاستگری كه در گروه مشروطه خواهان دور دوم بود و در 1330 همراه با غبار و كهزاد و علی احمد نعیمی و میرمحمد صدیق فرهنگ ودیگران انجمن سیاسی وطنرا ساخت. و از دموكراسی، تامین وحدت ملی، حمایت از نهضت های آزادی بخش سخن گفت.

سیاست دانی كه با نگارش شجرة خبیثهبرای نخستین بار، باب شناسایی فلسفة قدرت را در جامعة آن روز گشاد و مفاهیم نوی را به جامعه عرضه داشت.

از محمد كریم نزیهی «جلوه» می گوییم كه 20 سال غربت میهن(1) و ممنوعیت نگارش و آفرینش را به جرم صداقت ملی و علمی پذیرا شد و بر عكس رجاله های سیاست، هرگز خم نگشت و به هیچ درگاهی تقلا نكرد.

پژوهشگری كه با نگارش تاریخچة ادبیات افغانستانشیوهٔ نوین پژوهش و نگارش را معرفی نمود.

شاعر ذولسانین كه با آفریده های محرك و انگیزندهٔ اجتماعی و سیاسی اش به زبان های فارسیدری و ازبیكی آگاهی و بیداری را به همروزگارانش هدیه كرد.

محمدكریم نزیهی جلوه در سال 1283 خورشیدی در شهر مزار شریف زاده شد، عده یی تولد او را در 1285 در كابل می دانند.(2)

پدرش قاضی بابه مراد، بعد از پایان تحصیل در بخارا، به حیث قاضی در میمنه مقرر گردید. و بعدها به نسبت خشم امیرعبدالرحمن به كابل انتقال یافت. از شمار مشروطه خواهان و از شخصیت های بزرگ دربار امیر عبدالرحمن و حبیب الله بود.

دانش و آموزش

به قول استاد واصف باختری، نزیهی میراث دانش در خون داشت.(3)، پدرش قاضی معروف بود كه نزیهی نخستین اندوخته ها را از پدر گرفت. دورهٔ ابتدائیه را در مزارشریف خواند و دورهٔ رشدیه را در مكتب حبیبیه تمام نمود. در كنار این آموزش رسمی با توجه پدر، از محضر استادان و علمای مشهور آن روزگار نیز بهره ور گردید.

مدتی نزد ملاآدینه مشهور به داملای عرب كه در خلم سمنگان بساط تدریس داشت، به آموزش نشست، و همچنان دو سه فصل شافیه را نزد ملا عبدالجبار فرا گرفت.(4)

در زمینه های علوم ادبی از راهنمای استادانی چون، ملك الشعرا قاری عبدالله، سید مبشر طرازی و هاشم شایق افندی بهره مند گردید. پروفیسور غلام محمد میمنگی در راهیابی نزیهی به سوی مشروطه خواهان، راهنما و یاور او بود.(5) با میر سیدقاسم خان و داوی و عبدالرحمن لودین در راه تجدد قلم و قدم می زد.(6) وهمچنان روابط، معاشرت و همكاری هایی داشت با ابراهیم صفا، غلام محمد غبار، خال محمد خسته، عبدالحی حبیبی، محمدصدیق فرهنگ وكه بیگمان در گسترهٔ فهم و اعتلای شخصیت او موثر بوده است.

نزیهی با استعداد ذاتی كه داشت زبان های انگلیسی،‌ عربی و تركی استانبولی را نیز به خوبی فرا گرفت و به عنوان یك شخصیت، عالم، آگاه ومسلط بر زبان های مهم جهانی وارد عرصه فرهنگ و سیاست جامعه گردید.

كاركردهای فرهنگی و ادبی

محمدكریم نزیهی از لحاظ معرفت علمی و ادبی به پیمانه یی رشد یافته بود كه در سال 1310 در حالی كه جوان 25 یا 26 ساله بود، در شمار دانشیان طراز اول كشور به عضویت انجمن ادبی كابل پذیرفته شد. از 1310 تا 1319 مقالات نزیهی در ارگان انجمن، مجله كابلدر زمینه های مختلف ادبی، زیبا شناسی وتاریخ و فلسفه نشر گردید. در 1319 انجمن ادبی كابل، جای خود را به پشتو تولنه سپرد و مجله كابل نشراتش به زبان پشتو شد كه تا امروز ادامه دارد. در كنار آن موضعگیری خاص نزیهی در مسایل نگارش تاریخ كشور سبب گردید كه از سوی رژیم وقت ممنوع القلم اعلام گردد كه 20 سال ادامه یافت.

نزیهی در دوران كار در انجمن ادبی كابل از سال 1310 تا 1313 “تاریخچة ادبیات افغانستانرا نوشت. این تاریخچه در سه بخش نگارش یافته است:

بخش نخست به دو دوره از اوستا تا استیلای یونانی ها و از یونانی ها تا ظهور اسلام را در بر می گیرد كه در 1314 در مجلة كابل چاپ گردید.

بخش دوم، دوره های از غلبهٔ عرب تا مغول و عصر مغول و تیموریان را فرا می گیرد كه در سال 1315 در مجلة كابل چاپ گردید.

بخش سوم، از تیموریان تا عصر حاضر را احتوا می نماید. این بخش چاپ نشده و به قولی نزد قاری محمد یونس اندخویی نگهداری می شود.(7) همچنان نزیهی، رسالهٔ شیبانیانرا نوشت. در نگارش، مفسران، محدثان، فقها و رواه افغانستانبا مرحوم قاری عبدالله یاری كرد كه بخش های آن تا سال 1319 درمجلهٔ كابل و سالنامهٔ كابل نشر گردید.(8)

از سال 1319 تا 1340 نزیهی نسبت خشم دستگاه حاكمهٔ وقت ممنوع القلم بود و چیزی از او چاپ نمی شد.

در سال 1340 با شهامت و درخواست شفیع رهگذر، برخی از آثار نزیهی اقبال چاپ یافت. استاد واصف باختری می نویسد: “پس از این نزیهی رسالهٔ مبسوط خود را در باب ظهیر فارابی به تفاریق در ژوندون به چاپ می رساند و نیز مقالات خویش را در بارهٔ شیخ جنیدالله حاذق و یغمای جندقی، و نقدی كه بر كلیات بیدل چاپ كابل نوشته است و همچنین غزل هایی از او در صفحة ادبی ژوندونو چند نشریهٔ دیگر، گاه وبیگاه مجال چاپ می یابند.(9)

از نزیهی همان گونه كه گفتیم مقالات فراوانی چاپ شده و بدون چاپ برجا مانده است كه از آن شمار است مقاله ، شعر چیستنشر شده در شماره 6 سال 1349 لمر، و مقالهٔ «فلسفة جمال» كه كاپی نسخه قلمی آن نزد نگارنده است و مقالات زیاد دیگر كه باید همه گردآوری و در یك مجموعه چاپ گردد. نزیهی نوشته یی دارد زیر عنوان شجرة خبیثهدر بیان فلسفهٔ سیاسی قدرت و این در جامعهٔ آن روزگار، اثری بوده است ابتكاری و استثنایی كه مسأله قدرت سیاسی را نقادانه به بررسی گرفته است.

به استناد آثار بازمانده از نزیهی، او را پژوهشگری می یابیم كه رها ازحشو وزواید، معیاری، مستند، محققانه و انتقادی و ابتكاری می نویسد.پویا فاریابی در بررسی تاریخچة ادبیات نزیهی، ویژگی های نویسندگی و علمی او را چنین بر می شمارد:

آگاهی از تاریخ و تسلط بر سوابق كار، دانش عمیق سیاسیفرهنگی، رسانویسی و تسلط بر زبان فارسی دری، محدود ساختن زمینه كار براصل موضوع، انصاف در داوری و دلیری دانشمندانه، بینش و نگرش علمی و انتقادی(10)

در كنار تحقیق و نگارش استادانه، نزیهی شاعریست آگاه و اندیشمند كه شعر را بیشتر در خدمت اجتماع و مردم قرار داده است. نزیهی در شعر جلوهتخلص میكرد و به زبان های فارسی و ازبیكی شعر می سرود. در سروده های فارسی به سبك هندی تمایل داشت در حالی كه در اشعار ازبیكی امیر علیشیر نوایی را مقتدا می دانست.

اثرگذاری اشعار جلوه تاآنجا بود كه غلام محمدغبار مورخ نامدار كشور، كتاب خود افغانستان درمسیر تاریخرا با سروده یی از جلوه پایان می دهد. و حبیبی در كتاب جنبش مشروطیت در افغانستانسرودهٔ اورا نقل می کند. از سروده های «جلوه» دو مجموعه تا حال چاپ گردیده است: مجموعهٔ نخستین، گزیده یی از شعرهای جلوه است كه با اهتمام محمدامین متین اندخویی از سوی انجمن نویسندگان افغانستان چاپ گردیده و مجموعهٔ دوم با مقدمهٔ واصف باختری در 1378 در پشاور چاپ شده است. می دانیم كه تاریخ غبار، در دوره سلطنت، مصادره شد و با آنكه چاپ شده بود، در حبس بود. وجود شعر جلوه در پایان كتاب غبار، با ماهیت انقلابی و محرك اش می تواند یكی از عوامل توقیف كتاب افغانستان در مسیر تاریخ باشد.

تاكی از جور وستم شكوه وفریاد كنید

سعی برهم زدن منشأ بیداد كنید

دست ما دامن تان باد جوانان غیور

كه از این ذلت و خواری همه آزاد كنید

ننگ دارد بشریت زچنین كهنه رژیم

طرح ویرانی این بنگله بنیاد كنید

روزی آید كه شود خلق به خلق حاكم وما

رفته باشیم از این ورطه، زما یاد كنید

هركجا لاله رخی با قد سروی دیدید

یك نفس یاد ازاین جلوهٔناشاد كنید.(11)

كار و سیاست

محمدكریم نزیهی جلوه، از سال 1310 تا 1319 شمسی عضو انجمن ادبی كابل بود. بعد از آن خانه نشین گردید. در 1328 و 1332 در دوره های هفتم و هشتم شورا از ولسوالی اندخوی بحیث نمایندهٔ مردم شركت داشت. مدتی هم در صدارت كارمند بود و زمانی هم وكیل بازرگانان افغانستان در مشهد بود كه بعد از آن تقاعد كرد.

اما بعد اصلی شخصیت نزیهی سیاست است كه تمامیت حیات و چگونگی زندگی اش در پیوند با آن تفسیر می گردد.

واصف باختری می گوید: نزیهی پاسدار دلیر فرهنگ ما بود. او راه نوین زندگی فرهنگی را به نسل كهتر نشان داد. بارها با جسارت سینه سپر كرد و نهگفت. ما باید او را بشناسیم و بشناسیم قلب بزرگ اورا.او برای همهٔ ما تپید و دردهای ما را احساس كرد.(12)

نزیهی شخصیت استثنایی و بی بدیل عرصهٔ سیاست در كشور ماست. او باربار در پاسداری از عدالت اجتماعی و ملی، تاریخ و فرهنگ مردمان این كشور، در برابر استبداد ایستاد. درین راه بیست سال خانه نشین و ممنوع القلم شد، با آنكه بایسته ترین فرد بود، به هیچ مقامی گماشته نشد؛ اما هرگز در برابر فشار و بیداد تسلیم نگردید، به آرمان مردم و عقیده و باور خویش وفادار ماند. تفاوت از ماهی تا ماه است میان نزیهی و فراوان به اصطلاح سیاسیون ما، كه برسر كوچك ترین امتیازی در ارستای منافع خویش به معامله می نشینند، به روی آرمان وحتی ایمان پا می گذارند و مردم را فراموش می كنند. راستی فرق است میان مردان راستین سیاست و آنانی كه با دست تصادف و یا نیاز شرایط به عرصه انداخته می شوند.

نزیهی شجاعانه سیاستی را دنبال و درآن عرصه قلم و قدم زد كه بسیاری ها در تداوم آن شرایط تار واختناق،‌ از نقل قولش و از بیان آن سیاست حتی در پیوند با نزیهی واهمه داشتند و سكوت می نمودند. تا جایی كه یكی از نویسندگان،‌ وقتی فعالیت های سیاسی نزیهی را در مقاله یی بررسی نموده، اسم خود را به گونهٔ مخفف (چ.م) نگاشته است تا یاد او، آسیبی را در پی نداشته باشد.

جنبش مشروطیت اول توسط امیرحبیب الله سركوب گردید، مشروطیت دوم بعد از سقوط امان الله خان با موج اعدام های وحشیانه مواجه گردید و تا زمانی كه هاشم خان بحیث صدراعظم در قدرت بود، هیچ تشكلی مجال هستی نیافت. بعد از او، اندك مجالی پیدا شد نهادهای سیاسی به گونة جمعیت سیاسی وطنندای خلقوغیره ایجاد گردید.

محمدكریم نزیهی كه به قول غبار، از مشروطه خواهان دوم بود، در ایجاد جمعیت سیاسی وطنفعالانه سهم گرفت. این جمعیت در سال 1950 میلادی یا 1329 شمسی ایجاد شد، رهبر آن میرغلام محمدغبار و هیأت عامل آن محمد كریم نزیهی، میرمحمد صدیق فرهنگ، علی محمد خروش، برات علی تاج، احمدعلی كهزاد، عبدالحی عزیز، سرورجویا، علی احمد نعیمی و دیگران بودند.

این سازمان در حمل 1330/1951 جریدهٔ وطن را نشر نمود كه صاحب امتیاز آن غبار و مدیر مسؤول آن نخست علی محمد خروش و بعداً صدیق فرهنگ بود. نزیهی عضو هیأت تحریر این جریده نیز بود.

اهداف این سازمان، عبارت بود از: ترویج دموكراسی با شاهی مشروطه، تامین وحدت ملی، حقوق مساوی ملی و مذهبی، ایجاد زمینه های مساعد فعالیت و كار، پشتیبانی از جنبش های ضد استعماری و آزادی بخش. این سازمان می خواست اهداف خود را به طریق مسالمت آمیز و پارلمانی عملی نماید. اما با شكنجه و فشار و زندان دستگاه مواجه شد. سرگذشت غبار ونزیهی، نمود روشن این برخورد است.

نزیهی در دوره 7 و 8 شورا نماینده مردم اندخوی در پارلمان بود. در پارلمان عده یی از دولت حمایت می كردند، شماری از شاه محمود خان انتقاد می كردند به این آرزو كه داوودخان به قدرت آید. اما نزیهی در یك گروه 30 نفری طرفدار كار شورا به شیوه پارلمان یك كشور مشروطه بود، كه حكومت را در كارهای خلاف قانون مورد سوال و انتقاد قرار دهد. در همین راستا شش فقره از كارهای خلاف قانون حكومت را كه بیگار و حواله غله بالای مالیه دهندگان شامل آن بود، عنوان نموده از حكومت خواستند آن را اصلاح نماید. دولت ایستادگی كرد. در مجلس كشمكش ایجاد شد. تا اینكه بعد از تصویب قانون مطبوعات در 1330، زیر فشار جراید آزاد، دولت بیگار و حواله غله را لغو كرد. در میان این گروه كه خواهان اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و كنترول شورا براعمال حكومت بودند، شخصیت های ارجمندی برعلاوه نزیهی ازاندخوی، وجود داشتند، همچون: عبدالرحمن محمودی(كابل) خال محمد خسته (مزارشریف)، سید محمد دهقان (مركز بدخشان)، عبدالحی حبیبی (قندهار) نظر محمد نوا‌ (میمنه) عبدالكریم فروتن (پروان) عبدالاول قریشی (تالقان) میرغلام محمدغبار (كابل)، سخی امین (دوشی)، قاری عبدالروف (درزاب) وعده دیگر.

قاطعیت و موضعگیری مدبرانة ملی

نزیهی ازكسانی نبود كه به نرخ روز نان بخورد و در قبال زور و یا كسب قدرت به همه ارزشها پشت كند. او مرد دانش و سیاست بود. ماهیت دستگاه، شخصیت ها و جریانات را بخوبی می دانست. اما هرگز در راستای منافع خود، توجیهاتی درست نكرد و منافع مردم را از یاد نبرد. بلكه سرمایه حیات و عمر را بر سر آرمان نهاد و ازآن پاسداری كرد.

از سه موضعگیری نزیهی به گونهٔ نمونه یادآور می شویم:

1- واژهٔ ایران: در دههٔ سی، زمانی كه كشور فارس، نام ایران را برخود گزید به قول استاد عبدالحی حبیبی، محمد كریم نزیهی با دو تن دیگر از دانشمندان به وزارت خارجه رفتند و از سردار نعیم خان وزیر خارجه خواستند، در برابر این عمل اعتراض نماید و یادآور شدند، ایران اصلی و تاریخی كه در شاهنامه آمده است، ما هستیم.(13) پیداست كه این خواست برای نظام پذیرفتنی نبود. و از همین جهت، فراوان دانشمندان دیگر سكوت كردند. اما نزیهی جسارت نمود و دین ملی و تاریخی خود را در بیان واقعیت، ادا كرد.

2- نگارش تاریخ افغانستان: در سال 1938 سردار نعیم خان وزیر معارف و معاون اول صدراعظم شد. ریاست مستقل مطبوعات ایجاد گردید. انجمن ادبی كابل جایش را به پشتو تولنه سپرد. انجمن تاریخ به كار تدوین تاریخ افغانستان اقدام كرد.

گفته می شود نعیم خان درین روزگار به ناسیونالیزم هتلری كه در آلمان رو به رشد بود و برتری نژادی راتبلیغ می كرد،‌ علایق داشت و باكسانی چون داوودخان،‌ مجیدزابلی، محمدگل مهمند واندیشة همسانی را دنبال می كردند.

نعیم خان در پرتو این باور خویش، برنامهٔ تعمیم جبری زبان پشتو را آغاز كرد، همچنان خواست مطابق آن دید برتری جویانه و ناسیونالیزم تنگ نظرانه، تاریخ افغانستان را، از طریق كمیسیون نگارش تاریخ افغانستان تدوین نماید. نزیهی كه عضو این كمیسیون بود، با این روحیه موافق نبود. و نکتهٔ دیگر اینكه نعیم خان می خواست بعد از تیموریان در تاریخ افغانستان، برسر شیبانی ها و اشترخانی ها بحث شود. نزیهی اصرار ورزید كه اینها بر یك بخش افغانستان حكومت داشتند، ذكر اینها ضرور نیست. نعیم خان نپذیرفت،‌ نزیهی هم بر نظر خود پافشاری كرد. همان بود كه برای 20 سال از قلم زدن و نوشتن برای چاپ محروم ساخته شد.

به قولی: “گناه او این بود كه می گفت: نشاید تاریخ یك كشور را ابتر رها كرد و نباید به مسخ و مثله كردن آن كوشید. استاد نزیهی پیشنهاد می كرد كهباید تاریخ ادبیات زبان تركی چغتایی هم نوشته شود و نمایندگان فرهنگ اقلیت های دیگر افغانستان هم حق دارند كه زمینه گستری چنین كاری را خواستار شوند. این پلی است استوار برای رسیدن به وحدت در معنای راستین و عمیق و انسانی این كلمه.(14) این عمل درآن روزگار نهایت خطرناك بود و می توانست مرگ او را در پی داشته باشد. اما به قول واصف باختری:

اگر نزیهی با جناق به قول سعدی یكی از اركان دولت و اعیان حضرتنمی بود در همان سالهای پس از 1320 سر به نیستش می كردند. همان گونه كه ده ها مخالف خوان دیگر را كرده بودند.(15)

3- ترك كمیسیون مشورتی قانون اساسی: در1964/ 1343 مسودهٔ قانون اساسی كه توسط كمیسیون هفت نفری ترتیب شده بود به یك كمیسیون 28 نفری مركب از نمایندگان اقشار مختلف سپرده شد. در این كمیسیون شماری از افراد به رهبری صدیق الله رشتین در برابر زبان دری و مساوات افراد در برابر قانون بر خورد تنگ نظرانه یی داشتند كه نزیهی با آن مخالفت می كرد. در یكی از نشست ها قدیر تركی زبان ازبیكی و سایر زبان های ملی را منحط خواند. نزیهی احتجاج كرد، كمیسیون را ترك نمود و با آن مقاطعه كرد. بررسی این رویدادها و حركات در شرایط مسلط آن روزگاران نه تنها جسارت كه سربازی بود و نزیهی یگانه فرزانه یی بود كه در خیل بی شمار فرهنگیان و سیاسیون، این شهامت را داشت و در قبال بیان واقعیت و پاسداری از فرهنگ، تاریخ و ارزش های ملت و مردم، آرامش و سعادت شخصی خود را فدا نمود تا وحدت واقعی و آگاهانه تامین گردد؛ كه شایسته تجلیل است.

محمدكریم نزیهی جلوه، بزرگ مرد، تحقیق، ادب و سیاست كشور ما، در سال 1361 كشور را ترك و در سال 1362 به سن 77 سالگی در آسترالیا پدرود حیات گفت و در شهر سیدنی به خاك سپرده شد.(16)

پی نوشت ها:

1- تعبیر باختری در مورد 20 سال خانه نشینی نزیهی

2- عبدالحی حبیبی در كتاب جنبش مشروطیت در افغانستان، و پویا فاریابی در مقاله تاریخچهٔ ادبیات افغانستان و نزیهی جلوهتولد جلوه را در سال 1285 دركابل می داند.

3و4- محمدكریم نزیهی جلوه، جلوه هایی از شعر جلوه، پشاور، مركز نشراتی میوند، سال 1378، مقدمه واصف باختری.

5- برگ هایی ازتاریخ ازبیكان افغانستان، محمد حلیم یارقین، نشركانون فرهنگی میرزا الوغ بیگ، 1384 ص146

6- عبدالحی حبیبی، همان ص148

7- دانشنامه ادب فارسی ادب فارسی افغانستان) جلد سوم، سرپرستی حسن انوشه، تهران، 1379، ص1049 واژة نزیهی؛ و تاریخچهٔ ادبیات افغانستان و نزیهی جلوه، پویا فاریابی، سال 1370، مقاله ارائه شده در محفل بزرگداشت نزیهی از سوی انجمن نویسندگان افغانستان.

8و9- محمدكریم نزیهی جلوه، جلوه های از شعر جلوه، پشاور 1378، مقدمه باختری ص4

10- پویا فاریابی همان

11- غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، جلد اول، ص836

12- محمدكریم جلوه، جلوه هایی از شعر جلوه، همان ص8

13- استاد رهنورد زریاب، این رویداد را از قول استاد حبیبی كه در دهة 60 در سیمینار فردوسی بیان داشته بود، برای نگارنده یادآور گردید.

14و15- محمدكریم نزیهی، جلوه هایی از شعر جلوه همان ص5

16- برگ هایی از تاریخ ازبیكان، همان ص151. اما پویا فاریابی وفات او را در سال 1362 در شهر دهلی ثبت نموده است. این نیز قابل یاد آوریست كه اگر تولد نزیهی را 1283 شمسی بدانیم، وفاتش به عمر 79 سالگی به وقوع پیوسته است.