تازه ها :
جنبش روشنایی؛ چالش ها و فرصت ها از قلم  حمزه واعظی

جنبش روشنایی؛ چالش ها و فرصت ها از قلم حمزه واعظی

تجربه ی “جنبش تبسم”، آغازین تجربه ی یک خیزش پرحجم مدنی در کشور بود که به فرجام موثری نایل نگردید. مهمترین دلایل و عوامل این ناکامی را می توان در چند عنصر اساسی خلاصه نمود:

 ـ  نداشتن یک رهبری منجسم،

ـ  فقدان مانفیست نظری و چند دستگی های درونی

ـ  وجود مخالفان درشتگو و درشت نام که با جدیت و قدرت به شکل آشکار و یا نا آشکار درمسیر جنبش سنگ انداختند.

“جنبش روشنایی” اما از خصوصیات برجسته ای برخوردار است که مهمترین آن عبارتند از:

1. داشتن یک نهاد سازمان ده  بنام ” شورای عالی مردم که اعلامیه های منظم و تصمیم گیری های منسجم  ارائه می دهند و ارتباط پیوسته با مخاطبان برقرار می سازد؛

2. گوناگونی نیروهای رهبری کننده و هوادار که از اقشار مختلف و گروههای فکری، سنی و گرایش های سیاسی متنوع تشکیل شده اند؛

3. یکصدایی و نظم گفتاری ـ رفتاری در میان سازمان دهندگان تا کنون نشان از پیوستگی و عزم مشترک و روشن آن ها برای پیگیری خواسته ها و مطالبات شهروندی دارد.

آنچه اما مایه ی نگرانی و موجب پرسش می باشد این  است که این جنبش چه درس هایی از جنبش قبلی تبسم فرا گرفته است و چه مایه از انرژی، سنجش، ظرفیت و اراده  را دارد که با درک اشتباهات و نواقص و خطرات و قوت های جنبش تبسم، برای رسیدن به اهداف خود در جنبش روشنایی نایل آید؟

به نظر می رسد جنبش روشنایی با چندین چالش جدی مواجه است که می باید با شناخت دقیق و اندیشه ی عمیق با این چالش ها رو برو گردد و مسیر مبارزه ی دوامدار خودرا با درایت، انسجام و موثر ادامه دهد. این چالش ها بطور عمده در محورهای ذیل فهرست می گرددا :

1.    سیاست مداران زیرک و فرصت اندیشی که این جنبش را حمایت و همراهی می کنند، از یکطرف به مثابه یک پشتوانه ی سیاسی موثر می توانند بحساب آیند و از طرف دیگر به مثابه یک چالش سیاسی  نیز می تواند برای جنبش شمرده  شوند. این نگرانی  بخوبی باید درک شود که حضور و حمایت این سیاستمداران اولا  ممکن است  بهانه ی تبلیغاتی و سیاسی برای مخالفان جنبش فراهم سازد که جنبش را منسوب و مشکوک به رهبری آنان بسازد. دوما این احتمال وجود دارد که این سیاستمداران مسیر جنبش را به سمت تحکیم اوتوریته ی سیاسی و کیش شخصی خویش سوق دهند. بدین رو، لازم است که جنبشیان ضمن جلب حمایت و همراهی  موثر آن ها، می باید نقش و تأثیر آن هارا در رهبری و سازمان دهی جنبش برجسته نسازند.

2. تحریک و تهییج احساسات قومی درمیان جنوب وشرق و بخش هایی از مردمان شمالی علیه جنبش، می تواند نیروی اجتماعی و قدرت مدنی آن را به سمت تنش های قومی معطوف و منحرف سازد.

3. الگوی مبارزه  اگر با مذاکره همراه نگردد، جنبش را در دراز مدت به فرسایش و در کوتاه مدت به بحران درونی و تنش در سازماندهی و رهبری مواجه خواهد ساخت. داشتن یک نقشه ی راه و اتخاذ یک روش عقلانی ـ کاربردی و پرهیز از احساسات  دولت ستیزی و بازگشودن مسیر گفتگو با مقامات می تواند جنبش را با هزینه ی کمتر و نتیجه ی روشن تر به اهدافش برساند.

4. نادیده گرفتن پتانسیل ها و امکانات گفتگو و جلب توجه نخبگان فکری ـ سیاسی سایر اقوام، خطر انزوای جنبش را تسهیل می بخشد. بدین رو رهبران جنبش باید تأکید و توجه بیشتری برای توسعه ی شبکه ی ارتباط و رایزنی خود در میان سایر نخبکان و سران قومی و فرهنگیان و روشنفکران و سیاست مداران مختلف تلاش پیوسته و هدفمند به خرج دهد.

5.  نادیده گرفتن توانیی و تأثیر نیروهای خارجی مستقر در افغانستان می تواند جنبش را  از امکانات و حمایت های بیرونی محروم سازد. بدین رو، ارتباط با مراجع ذیدخل در امور افغانستان مانند نمایندگی سازمان ملل در افغانستان، کشورهای حامی دولت افغانستان و مجامع بین المللی موثر و فعال در افغانستان  جنبش را انرژی و توان بیشتری برای تاثیر گذاری خواهد بخشید.

جنبش روشنایی؛ چالش ها و فرصت ها

تجربه ی “جنبش تبسم”، آغازین تجربه ی یک خیزش پرحجم مدنی در کشور بود که به فرجام موثری نایل نگردید. مهمترین دلابل و عوامل این ناکامی را می توان در چند عنصر اساسی خلاصه نمود:

 ـ  نداشتن یک رهبری منجسم،

ـ  فقدان مانفیست نظری و چند دستگی های درونی

ـ  وجود مخالفان درشتگو و درشت نام که با جدیت و قدرت به شکل آشکار و یا نا آشکار درمسیر جنبش سنگ انداختند.

“جنبش روشنایی” اما از خصوصیات برجسته ای برخوردار است که مهمترین آن عبارتند از:

1. داشتن یک نهاد سازمان ده  بنام ” شورای عالی مرد که اعلامیه های منظم و تصمیم گیری های منسجم  ارائه می دهند و ارتباط پیوسته با مخاطبان برقرار می سازد،

2. گوناگونی نیروهای رهبری کننده و هوادار که از اقشار مختلف و گروههای فکری، سنی و گرایشات سیاسی متنوع تشکیل شده اند.

3. یکصدایی و نظم گفتاری ـ رفتاری در میان سازمان دهندگان تا کنون نشان از پیوستگی و عزم مشترک و روشن آن ها برای پیگیری خواسته ها و مطالبات شهروندی دارد.

آنچه اما مایه ی نگرانی و موجب پرسش می باشد این  است که این جنبش چه درس هایی از جنبش قبلی تبسم فرا گرفته است و چه مایه از انرژی، سنجش، ظرفیت و اراده  را دارد که با درک اشتباهات و نواقص و خطرات و قوت های جنبش تبسم، برای رسیدن به اهداف خود در جنبش روشنایی نایل آید؟

به نظر می رسد جنبش روشنایی با چندین چالش جدی مواجه است که می باید با شناخت دقیق و اندیشه ی عمیق با این چالش ها رو برو گردد و مسیر مبارزه ی دوامدار خودرا با درایت، انسجام و موثر ادامه دهد. این چالش ها بطور عمده در محورهای ذیل فهرست می گرددا :

1.    سیاست مداران زیرک و فرصت اندیشی که این جنبش را حمایت و همراهی می کنند، از یکطرف به مثابه یک پشتوانه ی سیاسی موثر می توانند بحساب آیند و از طرف دیگر به مثابه یک چالش سیاسی  نیز می تواند برای جنبش شمرده  شوند. این نگرانی  بخوبی باید درک شود که حضور و حمایت این سیاستمداران اولا  ممکن است  بهانه ی تبلیغاتی و سیاسی برای مخالفان جنبش فراهم سازد که جنبش را منسوب و مشکوک به رهبری آنان بسازد. دوما این احتمال وجود دارد که این سیاستمداران مسیر جنبش را به سمت تحکیم اوتوریته ی سیاسی و کیش شخصی خویش سوق دهند. بدین رو، لازم است که جنبشیان ضمن جلب حمایت و همراهی  موثر آن ها، می باید نقش و تأثیر آن هارا در رهبری و سازمان دهی جنبش برجسته نسازند.

2. تحریک و تهییج احساسات قومی درمیان جنوب وشرق و بخش هایی از مردمان شمالی علیه جنبش، می تواند نیروی اجتماعی و قدرت مدنی آن را به سمت تنش های قومی معطوف و منحرف سازد.

3. الگوی مبارزه  اگر با مذاکره همراه نگردد، جنبش را در دراز مدت به فرسایش و در کوتاه مدت به بحران درونی و تنش در سازماندهی و رهبری مواجه خواهد ساخت. داشتن یک نقشه ی راه و اتخاذ یک روش عقلانی ـ کاربردی و پرهیز از احساسات  دولت ستیزی و بازگشودن مسیر گفتگو با مقامات می تواند جنبش را با هزینه ی کمتر و نتیجه ی روشن تر به اهدافش برساند.

4. نادیده گرفتن پتانسیل ها و امکانات گفتگو و جلب توجه نخبگان فکری ـ سیاسی سایر اقوام، خطر انزوای جنبش را تسهیل می بخشد. بدین رو رهبران جنبش باید تأکید و توجه بیشتری برای توسعه ی شبکه ی ارتباط و رایزنی خود در میان سایر نخبکان و سران قومی و فرهنگیان و روشنفکران و سیاست مداران مختلف تلاش پیوسته و هدفمند به خرج دهد.

5.  نادیده گرفتن توانیی و تأثیر نیروهای خارجی مستقر در افغانستان می تواند جنبش را  از امکانات و حمایت های بیرونی محروم سازد. بدین رو، ارتباط با مراجع ذیدخل در امور افغانستان مانند نمایندگی سازمان ملل در افغانستان، کشورهای حامی دولت افغانستان و مجامع بین المللی موثر و فعال در افغانستان  جنبش را انرژی و توان بیشتری برای تاثیر گذاری خواهد بخشید.