تازه ها :
اشکی در سوگِ اکبر نیکزاد، هنرمند خوشنام کشور

اشکی در سوگِ اکبر نیکزاد، هنرمند خوشنام کشور



***

محمد حسین آرمان
سوئیس
بیست ونهم ماه مارچ 2021

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم
من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنم
بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم 

به یاد اکبر نیکزاد دلم گریست

از سالها به اینطرف مرگ اعضای خانواده، دوستان، رفیقان ایام جوانی و هنری، دلم را آزرده است. شنیدن خبر مرگ دوست و انسانهای عزیز، بسیار جگرخون کننده است. من چنین دل دارم. هنوز خبر مرگ خانم رخشانه دوره داشت که وفات خانم افسانه را شنیدم. و حالا خبر وفات اکبر نیکزاد، عزیز هنرمندی که خوش صدا بود و به همان اندازه خوش برخورد و متواضع، به گریۀ دلم افزود. درد آدم می آید که در این روزگار مردم آزار کرونا، امکان سفر و شرکت در مراسم جنازه وفاتحه هم از ما سلب شده است. خود ما ودل پرگریۀ ما در گوشۀ غربت به یاد عزیزان ما میسوزیم.

شنیدن خبر وفات اکبر نیکزاد برایم گریه آور بود. او هنوز جوان بود و فرصت های زیاد داشت که هنر دوستان و علاقمندان آواز خود را مسرور نگهدارد. اما مرگ این فرصت را از دست او گرفت. برای خانوادۀ اکبر نیکزاد و جامعۀ هنری وطن، این ضایعه را تسلیت می گویم.

***

بهارِ سبز گلِ زرد ارمغان آورد
به حجمِ هردو جهان درد ارمغان آورد
نسیم دامنش ازسوگِ و دیده پُر از اشک
شکستِ قامت یک مرد ارمغان آورد
چند سال قبل در جریان یکی از کنسرت هایش در سدنی در صف اِستادم تا عکسی با او بگیرم و دست پرسی کنم. فرصت رسید ومانند سایرین دستم را فشرد و سری هم برایم تکان داد، ولی وقتی یکی از دوستان به گوشش گفت که من شعر می نویسم بی درنگ آغوشش را باز کرد و آنوقت آنچه از او شنیدم و صمیمیتی که دیدم قبول مرگش را برایم دشوارتر میسازد. روانت شاد و خاطراتت گرامی باد هنرمند محبوب همه
شریف حکیم

***

انتشارات شاهمامه، هالند
***

اشکی در سوگِ اکبرجان نیکزاد: کاروان زندگی وزندگان هردو رهسپارِ دنیای مرموزِ مرگ استند.فرمان پروردگار عالمیان همین است که عده ای به کاروان بپیوندند وعده ای هم از کاروان جدا شوند.آری ما هر روز از دوستان می شنویم که از عزیزان تازه به دنیا آمده برای ما مژده میدهند.آنان که تازه به کاروانمی پیوندند مایهٔ شادمانی میشوند وآنان که ازکاروان جدا میشوندمارا غمگین میسازند.اکبرجان نیکزاد رامن نخستین بار در فرانکفورت دیدم،با نوعی هیجان نزدم آمد وگفت:اُستادجان من عاشق تان استم گفتم: اتفاقاً من همدلبستهٔ آهنگ های خودت استم.گفت: من افتخار میکنم که شما آهنگ های مرا می شنوید ومن هم گفتم چنانکه من هم افتخار میکنم که خودت صحبت های مرا می شنوی.به هر صورت اکبرجان آنقدر برخورد صمیمانه داشت که در همان نخستین برخورد راه خودرا در دل آدم بازمیکرد.دویا سه باراورا درلندن دیدم که به قول خودش میگفت استادجان نیم راهی میکنیم.من از جرمنی تا لندن می آیم وشما از برمنگهمتا لندن بیایید.باری یک چاشت در برمنگهم مهمان ما شد..با هم دوست شدیم اوبرای من اکبرجان بود ومن برای او استادجان. امروز یا حالا باید بگویم دیروز وقتی شنیدم که او بسیار زود وبسیارغیر مترقب از کاروان زندگان مفارقت کرده است نوعی بهت گریبانم را گرفت وبا خود گفتم:ممکن نیست آن مرد با آن جوانی وقد وقامت وبا آن صدای نغز که چون سیماب لرزش وبیقراری داشت مغلوب کرونا شده باشداما وقتی یقین کردم که او رحلت کرده است چشمم به تصویرش خیره ماند واشکهایم فرود آمد.دیگر گویی یک گوهر گرانبهارا گم کرده بودم وهر سو که میرفتم او در برابرِ چشمم بودوامابا خود فکر کردم که ما انسانها عجب با تشبیه واستعاره عادت کرده ایم.ارزش یک انسان وآنهم انسانی که هم نامش صفت مشبه است ومعنای بزرگتر را میدهد وهم مردی سرور آفرین بود که به هر ذوق آهنگهای حاضر وآماده داشت وبا همان شور وهیجان ومستی میخواند که:””لطفِ یار جان شده کم کم کم”” وباهمان شور وهیجان ترک آرزو کردم را میخواند.او شیوهٔ خاص خودرا یافته وراه خودرا در بسیار دل ها باز کرده بود.سخت دارای استغنای طبع بود وخلاصه که همه آهنگ هایش را خواهیم شنید ودعای خیری بدرقهٔ راهش خواهیم کرد وخوش به حالش که مانند بیدل گناه خودرا دربرابر عطای کریم ناچیز میدید ومیگفت:چه من وچه قدر گناه من خجلم زنام غفور تو.بخواب اکبرجان که آهنگهایت ترا زنده نگاه میدارد ودعاهای خیر را بدرقهٔ راهت میکند.به عنوان یک وظیفه رحلت سخت نا به هنگام اورا به خانواده ودوستانش تعزیت وتسلیت عرض میکنم که مرگ معراج مسلمان است ومولانا نغز سروده است که : ما ز بالاییم بالا میرویم++ ما زدریاییم دریا میرویم خوانده ای انا الیه راجعون++تا بدانی ما کجاها میرویم.
باعرض،
حرمت نگارگر
29مارچ2021برمنگهم
***

3 سال قبل وقتیکه انجمن زنان در دنمارک ” ادکا ” محفل بزرگداشت مولانای بزرگ جلال الدین محمد بلخی را گرفت، اکبر جان نیکزاد با پیشانی باز دعوت ما را پذیرفت و با آهنگ های ناب شان، شب پر خاطره ی به جا گذاشت که داماد ما میرویس فدايي در نواختن طبله ایشان را همکاری نمودند.
اکبر نیکزاد در قلب های ما و در خاطر های ما زنده و جاویدان خواهند بود
نورما سالک
***

***

اکبر نیکزاد، که در عرصه‌ی موسیقی معاصر کشور ما نام آشنا و هنرمند محبوب و دوست‌داشتنی بود، پس از مجادله با مرض کرونا به تاریخ ۲۸ مارچ ۲۰۲۱ در یکی از شفاخانه های آلمان چشم از جهان بست. مرگ ناگهانی و نابه‌هنگام اکبر نیکزاد برای همه هموطنان و علاقه‌مندان آوازش سخت تکان‌دهنده و جگرخراش بود. برای فامیل گرامی اش تسلیت عرض می‌کنم.یاد و خاطرات این هنرمند محبوب ما گرامی باد.

کاوه شفق

***

گزارش و پیوست BBC

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*