تازه ها :
هزار و چهارصد

هزار و چهارصد

جلیل شبگیر پولادیان

چارصد سال و هزار دیگر
و به یک چشم به هم مالیدن
روی غلتانک یک قرن دیگر
افتادیم
برف در برف شتابان
پشت ماه بهمن
پشت آن ماهی رنگین شناور در برف
از فراز سر یک قله سرازیر شدیم
ما که فرزند زمانیم
زمین‌گیر شدیم
کودکی را و جوانی را
بال و پر افشاندیم
در گذرگاه زمان
نو به نو کهنه شدیم
چقدر پیر شدیم
۲۱/۳/۲۰۲۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*