تازه ها :
حزب خران!

حزب خران!

عتیق الله نایب خیل

با اصطلاح «حزب خران» از سال های خیلی دور آشنایی داشتم و گمانم این بود که درکشور همسایۀ ما، ایران، همچو حزبی وجود دارد. اما معلومات کافی در مورد آن نداشتم و در آن زمان انترنیت و گوگل هم نبود تا با مراجعه به آن، کسب معلومات می کردم. از دوستانی هم که در آن مورد می پرسیدم با لبخند و استهزاء شان همراهی می شد.امروز با دیدن عکسی در سایت فارسی بی بی سی دوباره به یاد آن افتادم و در گوگل به جست و جو پرداختم. (عکس ضمیمۀ این مطلب را نیز از سایت فارسی بی بی سی گرفتم)

به دلیل وجود مشابهت های بسیارمیان حزب خران و اکثر احزاب سیاسی در کشورما مکث روی این مطلب را خالی از دلچسپی نیافتم؛ با یک تفاوت کلی که اگر در آن جا این حزب، فرضی و خیالی و مایۀ طنزبود، با تاًسف که در کشورما حقیقتا” وجود داشته و همچنان وجود دارد و انصافا” باید بگوییم که نیرومندترین حزب در کشور نیز است.زیرا عده ی بیشماری عضو آن هستند بدون این که خودشان بدانند و یا کارت عضویت آن را در جیب داشته باشند و اگر شمارافراد واجد شرایط را نیز به آن بیافزاییم رقم درشتی به دست میاید. یک نگاه اجمالی کافیست تا ببینیم که از وزارت تا ولایت و ولسوالی و علاقه داری و قوماندانی های امنیه و شاروالی اعضای همین حزب هستند و صد البته که تاعضو این حزب نباشند نمی توانند به آن مقامات هم برسند. (طبعا” استثناهات را نمی توان نادیده گرفت.)

مشابهت دیگر میان شرایط آن زمان ایران و شرایط امروزی کشورما درعرصۀ همین حزب سازی های رنگارنگی است که اکثرا” دارای برنامه و آیین نامه ی روشن نیستند و بر اساس منافع شخصی و گروهی دور هم جمع شده اند.با همین خصوصیات شان به صورت «خرکی» با هر تشکلی به اتحاد و ائتلاف روی می آورند و بازهم بصورت «خرکی» آن را به هم می زنند و وارد ائتلاف دیگری می شوند. خرمندانه به حریف سیاسی شان می تازند، بد و بیراه می گویند و فحش می دهند و با اندک وعده و وعید دوباره از یک آخور آب و علف می خورند و همدیگر را در آغوش می گیرند و طرح نوخرانۀ دیگری می ریزند. و اما در مورد حزب خران:

ایجاد حزب خران:

در سال ۱۳۴۶ خورشیدی سه برادر حسن، حسین و عباس توفیق با دیگر همکاران خود در روزنامۀ توفیق تصمیم گرفتند صفحه‌ای جدیدی به نام «خرنامه» در مجله فکاهی خود منتشر کنند که به گفته خودشان نوعی عکس‌العمل به رواج فعالیت‌های حزب سازی بود. بعدا” با چاپ مرامنامه و اساسنامه و کارت عضویت برای حزب خران اعلام موجودیت کرد.

شعار حزب خران، این بیت سعدی بود:

گاوان و خران باربردار به ز آدمیان مردم آزار

اساسنامه حزب شامل موارد ذیل بود:

۱ـ اتحاد و همبستگی کلیه خران ایران و جهان
۲ـ ایجاد روح خرپروری در دنیا
۳ـ رفع ظلم از عموم خرهای بارکش و پاره کردن همه پوزبندها و افسارها
۴ـ ابرازعلاقهٔ جدی به امور خرکی
۵ـ ایجاد دنیایی که در آن خرها به راحتی زندگی کنند و هیچ کس خر دیگری نباشد. 
۶ـ پشتیبانی از دهقانان جوکار، یونجه کار و شبدرکار
۷ـ پشتیبانی از تاسیس بانک علوفه
۸ـ جمع‌آوری و مخالفت با هرگونه افسار و پالان.
۹ـ ایجاد محیطی که هر خری بتواند در آن آزادانه به عرعر و جفتک‌ پراکنی بپردازد.

همچنان مطابق اساسنامۀ این حزب، برای مرد ها لقب «نره خر»، برای زنان «ماچه خر» و برای کسانی که به سن بلوغ نرسیده بودند «کُره خر» گفته می شد.

درخواست عضویت در حزب:

اینجانب… که همه گونه آثار خریت را در خود احساس می کنم و عضو هیچ حزب دیگری نیستم و هیچ گونه سابقۀ بد و ضد خریت ندارم، با مطالعۀ مرامنامه حزب تقاضا می نمایم تا به عضویت آن پذیرفته شوم. تعهد می نمایم که در کمال صداقت و صمیمیت خرانه دستورها و تعلیمات حزبی را اجرا نمایم.

ضمانت خط یک تن از اعضای سابقه دار حزب در مورد اعضای جدید:

اینجانب… با خریت کاملی که در تقاضاکننده سراغ دارم ایشان را برای عضویت در حزب معرفی می نمایم.

منظوری سرطویلۀ مرکزی:

به متقاضی هذا اجازه داده می شود از این تاریخ به بعد عنوان پرافتخار خریت را بر خود بگذارد. مشارالیه می تواند از کلیۀ مزایای خریت بهره گیرد.

بعضی از دلایل کمیتۀ خربگیری حزب در رد درخواست عضویت:

ـ سند ارایه شده برای اثبات خریت کافی نیست.

ـ طبق گزارش رسیده، عضو یکی از احزاب است.

ـ طبق گزارش رسیده، پالانش کج است.

ـ طبق گزارش رسیده، در محل حُسن شهرت ندارد.

تنها در صورت رفع ابهام موارد فوق و منظوری «سرطویلۀ مرکزی»، متقاضی به عضویت حزب «مفت خر» می گردید.

ابیات پائینی را از ویکی گفتاورد گرفتم:

بیچاره آن کسی که گرفتار عقل شد خوشبخت آن که کُره خر آمد و الاغ رفت حزب خر بهترین احزاب است هرکه باور نمی کند گاو است درحزب خران هر آن که خرتر باشد در رتبه و مقام برتر باشد چهار است در حزب خر معنویت خریت خریت خریت خریت

با آن چه گفته آمدیم، لازم بود در ارگان مرکزی این حزب نیز به جای سرمقاله، «خرمقاله» می نوشتند مانند سردبیر و «خردبیر».

شاید در ایران آن زمان هیچ نشریۀ به اندازۀ «توفیق» محبوب نبود و دست اندرکاران آن از وزنه های سنگین ادبیات فارسی بودند که با شناخت دقیق از مقتضیات زمان انحطاط اخلاق سیاسی و اوضاع ناهنجار کشور را با زبان عوامانۀ طنز و هجو بازگو می کردند. اما در کشورما بیشترین کسانی که در رهبری احزاب هستند به معنای واقعی کلمه مستحق بکاربرد این عنوان هستند. این روزنامه در سال ۱۳۵۰ توقیف گردید و به خاموشی گرائید و دیگر هرگز روی انتشار ندید.

از منابع زیر در نوشتن این خرنامه استفاده شده:

سایت فارسی بی بی سی، ویکی گفتاورد، ویکی پیدیا، پایگاه خبری آفتاب، سایت انترنیتی خبربان…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*