تازه ها :

آرشیف زمانی

ترانه‭ ‬بخوان

استاد لطیف ناظمی که‭ ‬گفته‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬خاموش‭ ‬شو؟‭ ‬ترانه‭ ‬بخوانترانه‭ ‬چیست‭  ‬؟غزل‭ ‬های‭ ‬عاشقانه‭ ‬بخوانبخوان‭ ‬به‭ ‬بزم‭ ‬و‭ ‬خیابان‭ ‬و‭ ‬کوچه‭ ‬و‭ ‬بازارکه‭ ‬گفته‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تنها‭ ‬،فقط‭ ‬به‭ ‬خانه‭ ‬بخوان؟مترس‭ ‬هیچ‭ ‬زبانگ‭ ‬غریب‭ ‬شب‭ ‬زدگانبه‭ ‬بامداد‭ ‬و‭ ‬سحرگه‭ ‬بخوان،‭ ‬شبانه‭ ‬بخوانزمان‭ ‬بستن‭ ‬لب،کشتن‭ ‬صدا‭ ‬بگذشتبدین‭ ‬بهانه‭ ‬برون‭ ‬شو،‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬بهانه‭ ‬بخوانکمی‭ ‬برای‭ ‬دل‭ ‬تنگ‭ ‬شهروندانتکمی‭ ‬به‭ ‬خاطر‭ ... بیشتر بخوانید »

PDF این کتاب را برایم می‌فرستید؟

منحیث ناشری که در بیرون از کشور به سر میبرم و با شیوه های برخورد با کتاب در غرب آشنایی دارم، همواره از خواندن این پرسش حس بدی برایم دست میدهد. اگر شخصی از افغانستان تماس بگیرد و فایل PDF کتابی را بخواهد، قابل گذشت است چون کتابهای چاپ شده از این انتشارات کمتر در کابل مجال چاپ می یابند ... بیشتر بخوانید »

نقاشان آواره

نصیر مهرین ۴ – ناجیه محمودی-طبیبی ادامه ۵- بانو فتانه بکتاش عارفی در این قسمت به معرفی یک تن از عزیزان حوزۀ نقاشی می پردازیم که مبتکر است و روزگار دیده. سخن صریح دارد و درد هایش را از ناهنجاری ها با وضاحت درمیان می گذارد ادامه بیشتر بخوانید »

در حاشیۀ وفات وارتان گریگوریان

نصیرمهرین Vartan Gerigorian وارتان گریگوریان Vartan Gerogorian، مؤرخ سرشناس وفات کرد.( ۱۵ااپریل۲۰۲۱- ۲۶ حمل ۱۴۰۰خورشیدی) بسیاری از تاریخنگاران و علاقمندان مطالعۀ سیر تحولات افغانستان، او را با کتاب “ظهور افغانستان نوین The Emergence of Modern Afghanistan میشناسند. گریگوریان، متولد تبریز ایران( ۱۹۳۴ع – ۱۳۱۳ خورشیدی)، پس ازپایان تحصیلات مقدماتی در تبریز، در دانشگاهی در بیروت به تحصیل پرداخت. سال 1956 روانۀ امریکا شد. با توجه به امکانات و زمینه های مساعد در امریکا از ... بیشتر بخوانید »

ندا داد بگوشم نسیم بهار

شجاع شفا فرانگفورت بیک گل دوگل کی شود نو بهار!روزگار عجیبی است نازنین !درین آشفته بازار غرضها و مرضها و منفی بودنها، باییست بکوشی، مثبت بودنت را در هفت پرده پنهان کنی!تا این راز سر به مهُر از پرده به بیرون نیفتد ; و الا در کدامین چشمهٔ پاکیزگی میشود آنرا سترد !؟معهذا من پرده دری میکنم ! بلی در همین گذشتهٔ قریب به چهار هفته ، ... بیشتر بخوانید »

هوشیارها باید «دیوانه ها» را بخوانند!

عتیق الله نایب خیل یکی از تعاریف طنز، که همۀ طنزنویسان با آن موافق هستند، این است که: «طنز گریه قاه قاه و خندۀ آه آه» است؛ و من بار دیگر به دقتی که در این تعریف ظریف بکار شده است پی بردم. دلیل آن خواندن کتاب «دیوانه ها» از قلم نویسنده و طنز پرداز موفق کشور آقای حنیف رهیاب رحیمی بود که به ... بیشتر بخوانید »

بهاران و داس‌ها

شبگیر پولادیان  مزرع سبز فلک دیدم و داس مه‌ی نو حافظ روزگاری شاعر شبه انقلابی که هوس اقتدار خون وانقلاب را در رویاهای سرگردان‌اش می‌پرورید؛ از ته‌ی دل فریاد کشید: «ای پتک‌ها ای داس‌ها یکجا شوید یکجا شوید!بر پنجمین برج زمان بالا شوید بالا شوید!» فرشته در گذری امین گفت. دیری نگذشت که « داس‌ها و پتک» به‌هم آمدند و هزاره «سرزنش» و «سرکوب» را رقم زدند؛ تا «فصل‌های ... بیشتر بخوانید »

چند طنز از احسان الله سلام

در مجلسی نشسته‌ بودیم. یکی گفت، بیایید برویم بیرون! پرسیدم، برای چه؟ گفت: ـ برای هوا خوری! گفتم: ـ زمین را خوردی، هنوز سیر نشدی!؟ * الحمدالله تا به‌حال با تمام گروه‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان، کم و بیش آشنا‌شده‌ایم و از مرام و نظرشان آگاه‌هستیم. اما یگانه گروه فعال و جامع‌الگفتارات، که تا به حال حضورش را اعلام نکرده‌است، «منابع موثق»هست! ... بیشتر بخوانید »

حزب خران!

عتیق الله نایب خیل با اصطلاح «حزب خران» از سال های خیلی دور آشنایی داشتم و گمانم این بود که درکشور همسایۀ ما، ایران، همچو حزبی وجود دارد. اما معلومات کافی در مورد آن نداشتم و در آن زمان انترنیت و گوگل هم نبود تا با مراجعه به آن، کسب معلومات می کردم. از دوستانی هم که در آن مورد می پرسیدم با لبخند ... بیشتر بخوانید »

هزار و چهارصد

جلیل شبگیر پولادیان چارصد سال و هزار دیگرو به یک چشم به هم مالیدنروی غلتانک یک قرن دیگرافتادیمبرف در برف شتابانپشت ماه بهمنپشت آن ماهی رنگین شناور در برفاز فراز سر یک قله سرازیر شدیمما که فرزند زمانیمزمین‌گیر شدیمکودکی را و جوانی رابال و پر افشاندیمدر گذرگاه زماننو به نو کهنه شدیمچقدر پیر شدیم۲۱/۳/۲۰۲۱ بیشتر بخوانید »