تازه ها :
موســیقی هــرات: برگ‌هایی از تیراژه

موســیقی هــرات: برگ‌هایی از تیراژه

کابل، ثور ۱۳۵۵/ می 1976
Lloyd Clifton Miller

برگردان: سیاسنگ
به نام خداوند بخشاینده و مهربان 

دانشمندان و دوستان گرامی! خیلی سپاس‌گزارم که در گرامی‌داشت هزارمین سالگرد پیر هرات میان دانشمندان و بزرگان انصاری‌شناس در بارۀ موسیقی هرات سخن می‌گویم.

گذشتگان تصور می‌کردند که حرکت ستاره‌ها و هر عمل و عکس‌العمل دیگر در عوالم جاودان با آهنگ بستگی دارد. به بیان آنان، موسیقی از سوی میزبانان بهشت- یا به همکاری فرشتگان آسمان یا از طریق وحی – به باشندگان روی زمین رسانده شده است. در دوران قدیم ساز را پدیدۀ پاکیزه و پیوندش با دین را مانند آب و کوزه می‌گفتند.

وقتی اسلام به خراسان رسید، موسیقی از دین جدا شد. البته، می‌توان گفت که ساز به کمک اسلام پالایش و برتری یافت، زیرا نوازندگان و آوازخوانان کوشیدند به طریقی که میان مسلمانان پذیرفتنی باشد، بنوازند و بخوانند. به این دلیل، موسیقی در کشورهای اسلامی شگوفا شد، زیرا زیادتر به خاطر عروج روحانیت به سوی حیات جاودان بود. سپس، برای عرضه نمودن معنویت به پیشگاه پروردگار، موسیقی و دین در خانقاه‌ها دوباره همگام شدند، زیرا آن‌جا هم ساز بود و هم نماز.

موسیقی خراسان در هرات نمو کرد و جان گرفت، چنانی که هنر مینیاتور بهزاد در شهر هرات رونق یافت. در عصر طلایی فرهنگی که همۀ سرزمین‌های واقع بر مسیر راه ابریشم از هم‌دیگر می آموختند، اندیشه‌ها و هنرها از خاور و باختر – دیوارهای چین و بازارهای دمشق – به هرات گرد آمده بودند.

دریافت من چنین است: ساز دوران تیموریان در هرات نه تنها پژواک و آیینۀ موسیقی عالم اسلام شمرده می‌شود، بلکه تهداب‌گذار موسیقی ممالک اسلامی هم بوده است. موسیقی آن عصر با هنری که تا پنجاه سال پیش در هرات پیدا می‌شد، نزدیک بود. تنها در سی سال پسین [1945 تا 1975] ساز هرات با سیستم‌های بیگانه آلوده شده است. مگر هنوز نوازندگانی که آهنگ‌ها و دستگاه‌های گذشته را می‌شناسند و می‌نوازند، در این شهر هستند.

موسیقی هرات زیادتر با دوتار نواخته می‌شد. دوتار کهن دو تار داشت و پرده‌هایش را به دستگاه یا مقام شور سُر می‌کردند. بیشتر آهنگ‌ها به دستگاه شور یا همایون نواخته می‌شدند و دامنۀ این پنج نوت را در بر می‌گرفتند: پنجم، نیم‌مینور ششم، هفتم و هشتم گام/ scale. یگان بار نهم و مینور دهم و یازدهم نیز کاربرد داشت.

در گذشته دوتار را با انگشتان دست راست می‌نواختند. در دو سه دهۀ اخیر استعمال زخمۀ فلزی بر نوک انگشت دوم به میان آمده است. دوتارهای امروزی سیزده یا چهارده سیم دارند و به جای سُر راسته که نمایانگر دستگاه شور بود، سُر فلمی یازده نوت – نمایشگر scale اروپایی – کار گرفته می‌شود.

آلات دیگر موسیقی که در هرات بیشتر به کار برده می‌شدند، این‌ها بودند: چهارتار، شش‌تار، دایره، غیچک، نای، سنتور، سرنا و دهل. در گذشته‌های دور چنگ و بربط هم می‌نواختند.

با چهارتار و سـنتور دسـتگاه‌هایی – با نام‌هـای دری – شـور، چهارگاه، سـه‌گاه، ابوعطا، بیات ترک، بیات اصفهان، بیات شیراز، نوا، اوشاری و زاول نواخته می‌شدند. امروز در موسیقی هرات واژگان هندی به کار می‎رود: راگ (دستگاه)، بهیروی/بیرمی (شور)، بهیرو (چهارگاه)، آساوری (ابوعطا) و ….

دوتار و زیربغلی در سماوارها نواخته شده اند. تازه موسیقی هرات با آهنگ‌های امروزی آمیخته و اصل آن آهسته آهسته از میان می‌رود. چهاربیتی که زیادتر با دستگاه همایون همانندی دارد، با دوتار خوانده می‌شود. اینک تعداد سماوارها هم کم شده و تیپ‌ریکاردر جای آوازخوانان را گرفته است. وقتی تلویزیون به هرات بیاید، چه خواهد شد؟

موسیقی کنونی هرات ترکیـبـی است از موسیقی فلمی هندی، آهنگ‌های پاپ بی‌مزۀ ایرانی و پارچه‌های کم‌سویۀ رادیویی که هیچ کدام ریشه‌های باستانی خراسانی ندارد.

هنوز دیر نیست. می‌توان هرات را با مردمان روشن‌بین و روشن‌اندیش و با آهنگ دلنشین جرس‌ها و آواهای برخاسته از سم اسپان شان نگهداشت.

چه خوشایند خواهد بود اگر زادگاه پاک [عبدالله] انصاری، بهزاد بزرگ و بسیاری از مهتران افغانستان و خراسان با کاشی و ابریشم بازسازی شوند تا بازتاب گوارای فرهنگ درخشان گذشته و زیباترین زیارت‌گاه برای دانش‌مندان و جهان‌گردان گردد. شاید ممالک اسلامی و کشورهای دوست افغانستان بتوانند درین کار ارزش‌مند همکاری کنند.

گفته بودند:

“شهر ونیس [ایتالیا] را از تاخت و تاز روزگار نگاه داریم”.

من می‌گویم: شهر هرات را نگاه داریم. شهر هرات را نگاه داریم.

___________________________________________

این نوشته از برگ‌های هفتم و هشتم کتاب زیرین برگردان شده است:

Afghan Music and Dance: Shared Arts of Persia’s Past

Highlighting 1970s Herat

Lloyd Clifton Miller, Ph.D & Katherine St. John

Salt Lake City, Utah, 2012

برای آگاهی بیشتر می‌توان روآورد به کتاب “تیراژه”: برگ‌های 154، 155، 156

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*