تازه ها :
موسیقی از دیدگاه علم

موسیقی از دیدگاه علم

حاجی محمد رزمی

با آنکه دراوضاع کنونی پرازآشوب کشورکه مردم ازگرسنگی جان میدهند، صحبت ازموسیقی نا مناسب مینماید، اما بیجا نخواهد بوداهمیت این نعمت بزرگ الهی را ازدیدگاه علم کم وبیش بدانیم واین صحبت کوتاه صدای اعتراضی باشد برعلیه تنگ نظری آنانیکه به علم عقیده ندارند وموسیقی راحرام میدانند.

ازقدیم الایام گفته اند که موسیقی غذای روح است. اما چنانچه علم درعمق اشیا وپدیده ها نفوذ نموده وعلت هرمعلول را همراه با میخانیکیت همه تعاملات مادی و معنوی به بررسی می گیرد، در خصوص تا ثیرات موسیقی بالای روح وجسم انسان به یافته های دلچسپ و حیاتی دست یازیده است.

پژوهش های علمی نشان داده است که نواختن ویا گوش دادن به موسیقی هم بالای روح وهم بالای جسم انسانها چنان تاثیرات شگفت انگیزی داردکه پیشرفته ترین داروهادارد؛ یکی ازداکتران درموسسه علمی- پژوهشی جان هاپکینز مینوسید که نواختن یا گوش دادن به موسیقی وسیلهٔ موثری برای فعال نگاه داشتن مغز انسان در طول حیات است. همچنان تحقیقات علمی متعددی به این نتیجه رسیده اند که موسیقی یک درمان خوبی برای رفع اضطراب ، فشار بلند خون وسردردی میباشد. علاوه برآن ،موسیقی دربهترساختن خواب، آرامش ذهنی وتقویت حافظه نیزکمک مینماید.

پژوهشگران می کوشنند بدانند که مغزماچگونه موسیقی را می شنودویا می سراید . صدا ییکه از حنجرهٔ یک هنرمند ویا از یک سیستم ستریو بیرون می شود به شکل اهتزازها درهوا سفر نموده وداخل کانال های گوشهای ما می شوند. این اهتزازها پرده های گوشهای مارا تحریک کرده و به سیگنالهای الکتریکی ای مبدل میشوند که از طریق اعصاب شنوایی به سیستم مغزی میرود وانجا به شکل یک چیزی تجمع می نمایند که ما آنرا موسیقی مینامیم.

عده ای از پژوهش گران مربوط به موسسه معروف جان هاپکینزازچند تن ازهنرمند ان موسیقی جاز ورپ خواستند که بداخل ماشین

بروند وآنجا موسیقی بنوازند. پژوهشگران متوجه شدند که  FMRI (functional magnetic resonance imaging

هنگام نواختن موسیقی نکات معینی ازمغزهنرمندان روشن گردیدند.

یک تن از متخصصین اظهار میدارد که موسیقی خاصیت تشکلی ریاضی وهندسه را دارد؛ موسیقی بر اساس رابطه بین یک نوت ونوت بعدی آن ایجاد می شود که شاید ما متوجه آن نمیشویم اما مغزما باید یک محاسبه خیلی زیادی را آنجام دهد تا ازین رابطه یک چیزمعنی داررا برداشت کند. 

فوایدموسیقی برای جسم وروح انسان:

دانشمندان علم تکامل معتقند که موسیقی ازنیازمندی مکالمه بین انسانها نشئت کرده است یعنی ازهمان روزیکه انسانها صدا کردن به یکدیگر را آغاز نمودند، بنای موسیقی گذاشته شد. ازینرو موسیقی وسیلهٔ مهمی برای وحدت بین انسانها میباشد. بگونهٔ مثال:

  • آهنگها واشعار حماسی در بین اعتراض کنندگان باعث تقویت همبستگی میگردد.
  • اشعاروسروده های مذهبی دربین معتقدین موجب تحکیم پیوند عقیدوی میشود.
  • موسیقی عشقی احساس محبت ودوست داشتن را دربین دلدادگان تحریک مینماید.
  • سرودن لای لای به اطفال رابطهٔ خونی بین آنها ووالدین شان را مستحکم میسازد.
  • سرود ملی در مراسم گوناگون بین شنوندگان احساس مشترک را تحریک مینماید.
  • بطورعام ، موسیقی علاقمندان را با رشته های ذوق مشترک بهم پیوند داده و مزیت آنرا بلند میبرد.
  • موسیقی حافظه را نیرومند میسازد. پژوهش ها ثابت ساخته است که گوش دادن به موسیقی استعداد یادگیری را بلند میبرد. ‌باآنکه موسیقی نمی تواند امراض الزایمر و دیمینشیا را مرتفع سازد اما عده ای ازین بیماران در نتیجه گوش دادن به موسیقی قادر میشوند تا بعضی از داستانهای زندگی گذشتهٔ شان را به یاد بیاورند.
  • موسیقی میتوند شماری از بیماری های روانی را معالجه نماید. درحقیقت موسیقی توانایی آنرا دارد که مغز انسان را تغیر دهد.
  • دانشمندان نیورولوژی ثابت ساخت است که گوش دادن به موسیقی باعث ترشح ( نیوکیمیکلز) ذیل میگردد که در فعالیت مغز وسلامت روانی انسان نقشی بازی میکند:
  • (دوپامین) یا ذرات کیمیاوی که با مرکزلذت بردن وتحسین در ارتباط است.
  • هورمونهای رفع افسردگی مانند کورتیزول.
  • سیروتونین وبعضی ازهورمونهای دیگر که با مرکز مصئونیت یعنی سیستم امیون پیوند دارد.
  • اکسیتوسین یا ذرات کیمیاوی که وظیفه تامین ارتباط انسان با دیگران را پیش میبرد.

برای تعین اندازهٔ موثریت موسیقی درعلاج امراض روانی انسان نیاز به پژوهش ها ی بیشتری دارد اما علم قبلن به اثبات رسانیده است که گوش دادن به موسیقی در بهبود وضع روانی بیماران مبتلا به سخیزوپرینیا کمک نموده وروابط آنها با دیگران را بهتر میسازد.

حالاکه تاثیرات جادویی موسیقی بالای جسم وروح انسان را برشمردیم، ببینیم که علم در خصوص کرکټر و شخصیت هنرمندان چه نظری دارد.

اول ازهمه باید گفت که درمسایل انسانی واجتماعی هرقاعده دارای استثنا نیزمیباشد؛ هیچ پدیده یا قضیه ای بطورمطلق تحت بررسی قرار گرفته نمیتواند. همین اصل دربارهٔ شخصیت هرمند نیز صدق میکند.

پژوهش های علمی نشان میدهد که تمام هنرمندان، از آنجمله هرمندان سازوآوازبطورعموم دارای روحیهٔ حساس، مبتکر وزنده استند، آنها در بارهٔ انسان وزندگی از بصیرت وسیع برخورداربوده وبا زیبایی، ابتکار، تنوع و فعالیت های نا مقید علاقمند استند. هنرمند تمایل دارد درمحیطی زیست نماید که عاری از قیودات ومحدودیتها باشد تا بتواند خلاقیت وتخیل خویش را بکارگیرد.هنرمندان با اشتیاق فراوان پروژه های ابتکاری را روی دست گرفته واکثراوقات درکارهای خود تا حدی غرق میگردند که همه چیزدر ماحولش را فراموش میکنند. آنها برای حل پرابلم ها چارهٔ نو وابتکاری میسنجند.هنرمندان در قبال زیبایی، رنگ ، شکل، آواز واحساس بیشترحساس میباشند.

بدینترتیب هنرمندان اشخاص عادی نیستند. آنها با تمام توان ونیروی خویش تلاش میورزند تا آنچنا ن یک پارچهٔ زیبا ولذت بخشی را خلق کنند که دلهای مردم را نوازش دهند،اعصاب آنها را آرام گردانند، بر لبان شان تبسمی ایجاد نمایند و حتی اشک حظ وخوشی را ازچشمان آنها جاری سازند. بنآ قابل تعجب نیست که موسیقی ظریف ترین شیوه بیان حس عاطفی انسان پنداشته شده است.

حالتی را تصور کنید زمانیکه هنرمندی هدف تخلیق یک اثرهنر ی را بسر میپروراند ، از همه امورزندگی شخصی خوددست میکشند و با وجودمشکلات، مایوسی ها، تنگدستی ها، حسادت ها ،تعصبات مذهبی ، کلتوری و فامیلی به پیش میرود تا در پرده های آوازخویش ویا هم با صدای سازخویش پارچه های را خلق نمایند که موجب خوشی و سروردیگران گردد.

زمانیکه یک آواز خوان برای ساختن یک طرز یا آهنگ صدایش را ازحنجره اش بیرون میکند ویا هنرمندی با نواختن یک آلهٔ موسیقی همچون رباب، تنبور، دلربا ، توله ،دهل ، سیتار، سرود، گیتار، پیانو، اکورډیون ،ویلون، طبله، هرمونیه، ساکسپون ویا الات دیگری ترنمی ایجاد مینماید، در حقیقت قلبش را، حس محبت وانسان دوستی و روحش را به علاقمندان هدیه میکند.هنرموسیقی مانند سایر هنرها، بین انسانها عشق ومحبت، دوستی وصمیمیت و صلح وسلامت را ترغیب مینماید.

موسیقی و جهان اسلام:

مسئلهٔ حلال یا حرام بودن موسیقی درینجا موضوع بحث من نیست. شماری ازدانشمندان، پژوهشگران اسلامی و صاحبان نظرقبلن درینباره دلایل متعددی ارایه داشته ومفکورهٔ حرام بودن موسیقی را رد نموده اند. من نکات چندی برمبنای منطق وواقعیتهای تاریخی و اجتماعی این مسئله ابراز میدارم:

  •  برطبق آمارگیری تازه تعداد مسلمانها در جهان به ۱.۹ بلیون یا ۱.۹ هزار ملیون تن میرسد که در پنجا ه کشور اسلامی و به استثنای واتیکان که قلمرو ویژهٔ مسیحیان است، درهمه کشورهای دنیا زیست مینمایند. همهٔ این هزارهاملیون انسان ازقرنها بدینسو به موسیقی گوش میدهند، از آن لذت میبرند و قدرمینمایند.بجزازافعانستان که درآن نظربه امرحکومت طالبی همه ای ملت ازنعمت موسیقی محروم گردیده است، هیچ کشوری درجهان وجود ندارد که درآن ذوق هنری انسانها خفه شده باشد. تنها درمناطق شمالی یکی ازکشورهایی افریقایی بنام مالی که ازجانب پیروان القاعده اداره میگردد، موسیقی ممنوع اعلان گردیده که هدف از آن خشک نمودن این منبع عایداتی بالای حکومت مرکزی آنکشورمیباشد.
  • چنانچه دربخشهای قبلی این مطلب خواندیم که نواختن وگوش دادن به موسیقی تنها یک وسیلهٔ تفریح نبوده بلکه ازجانب طبابت وسیکالوژی حتا برای تداوی ناراحتی های روانی وجسمی توصیه میگردد. موسیقی دارای تاثیرات مثبت درجهت رفع تکالیف روانی انسان از قبیل افسردگی ، اضطراب وعصبانیت وهمچنان دردهای جسمی میباشد. موسیقی احساسات انسان را نرم ولطیف ساخته، علاوه برحظ بردن به انسان قدرت تصمیم گیری میدهدوچنانچه به نظرمتصوفین ، موسیقی صوفیانه انسان را به مقام خود شناسی وخدا شناسی میرساند.
  • آنانیکه به موسیقی لقب لهولعب وفسق وفساد رامیدهند باید متوجه این حقیقت باشند که آن هزارها میلون انسان مسلمان وغیرمسلمان که به موسیقی گوش میدهند ویا موسیقی مینوازند، همه فاسق نبوده بلکی اکثریت شان انسان های دارای فضیلت انسانی، تقوا ،اخلاق ورفتار نیک میباشند.

فسق وفساد و بداخلاقی مربوط به شخصیت هرفرد است نه مربوط به ذوق هنری شان. امکان دارد گاهی آدمهای بد اخلاق وبد کاره ازموسیقی استفاده نا جایز نموده ودر جهت عیاشی و وامیال بیهوده استفاده نمایند همانطوریکه کسان دیگری ممکن از کسب وکارشان، از موقف سیاسی، تسلط اقتصادی و حتا ازمقام مذهبی شان- مثلا ازوظایف اسلامی چون امامت در مساجد و یا تدریس احکام اسلام به اطفال در مدارس ومساجد مرتکب اعمال خلاف کرامت انسانی گردند.پس این موسیقی نیست که انسان را فاسق میسازد بلکه طبیعت وسرشت فاسد بعضی از انسانها ست که موجب ارتکاب فسق وفساد میگردد.

  • اگرما بدون تعصب وتنگ نظری ازآنعده ازهنرمندان سازوآوازچه ازافغانستان وچه ازسراسر جهان نام ببریم که دیگردرقید حیات نیستند وهم آنهاییکه هنوززنده استند، ومردمان نسل ما با آنها بگونه ای مستقیم یا غیر مستقیم آشنایی داردند،میبینیم که اکثریت آنها مردمان با تقوا، متواضع خیرخواه و نیکو کاربودند واستند. بنظر آنهاییکه موسیقی یک عمل حرام است، باید همه ای هنرمندان وهنردوستان انسانهای فاسق پنداشته شوند، در حالیکه چنین پنداشت کاملن خطا وغیر منصفانه است. موسیقی یک ودیعهٔ الهی بوده که در خدمت سلامتی جسمی وروانی انسانها قراردارد. بناا این چنین اشخاص که خودها را ازین نعمت بزرگ محروم ساخته ودیگران را ازآن بی بهره مسیازدند، در حقیقت در باطن شان آن جوهریاعنصریکه وظیفه درک زیبایی های انسانی وطبیعی رادارد، بدرسی رشد ننموده وازهمینروآنها سایرمظاهرزندگی مدنی را نیز قربانی اذهان متعصب ومتحجر خویش میسازند.
  • ——————-

له دې سره سره چي زموږ دهيواد په ويرجن حالت کي چي خلک د لوږي څخه ژوند له لاسه ورکوي، دموسيقي بحث نامناسب ايسي، خو بې ځايه به نه وي چي دعلم له نظره ددغه الهي نعمت په اهميت لږاوډېروپوهيږواودغه لنډ بحث دهغه کسانو دتنگ نظرپه وړاندي يوداعتراض ږغ وي چي علم ته عقيده نلري او موسيقي حرامه بولي.

دا خبره موله پخوا زمانو څخه اورېدلې ده چی موسیقی دروح غذاده. خوهمغه راز چی علم دهرشی اوهری پدېدې په عمق او تل کی ننوزی اود هرمعلول دعلت اودهرمادی اومعنوی تعامل میخانیکیت څیړی، دموسیقی په اړه یې هم په زړه پوری اوحیاتی کشفونه کړی دي..

علمی څيړنوڅرگنده کړې ده چی د موسیقۍ ږغول یا غوږورته نیول هم دانسان پرروح او هم پرجسم باندی حیرانونکی اغېزه لری؛ د جان هاپکینزد علمی- تحقیقی موسسې یو ډاکټرلیکی ” که تاسی غواړئ چی دعمر په اوږدو کی خپل مغز فعال وساتئ، موسیقی ږغول یا غوږ ورته نیول دمغزد تقویت یوه ستره وسیله ده.”

څېړنو ښوولې ده چی موسیقی د ذهنی نا آرامیو،د وینود لوړفشار او دسردرد درفع کولودپاره یو ښه درمل دئ او همدارازموسیقی د خوب په ښه کولو، دذهنی حالت په تکړه توب اود حافظې په پیاوړتیا کی مرسته کوی.

دمغز اوموسیقی ترمنځ رابطه:

څیړونکی غواړی وپوهیږی چی زموږ مغز څنگه موسیقی اوری او لوبوی یې. کله چی یوسټریو سیسټم اهتزازونه له ځانه خپروي هغه اهتزازونه په هواکی سفر کوی اودغوږونو په کانالونو ننوزی. دغه اهتزازونه دغوږونو پردې تخنوی او په داسی الکتریکی سیگنالونوبدلیږی چی مغزی سیسټم ته د اوریدلو داعصابو له لاری ځی اوهلته دیود اسی شی په توگه سره راغونډیږی چی موږ یې موسیقی بولو.

دجان هاپکینز څیړونکود جازاوراپ موسیقی د څوتنو هنرمندانو څخه وغوښتل چی

FMRI (functional magnetic resonance imaging

ماشین ته ننوزی اوهلته موسیقی وږغوی او په دې ډول هغوی ولیدل چی دموسیقی دږغولو په وخت کی دهنرمندانو دمغزیوه ټاکلې برخه روښانه کیږی. 

یو ډاکټر وایی : موسیقی د ریاضی اوهندسی تشکل خاصیت لری. موسیقی دیو نوټ او تر هغه د ور پسې نوټ ترمنځ داړیکو پر بنسټ منځته راځی چی ښایی موږ به په خبر نه یو خو زموږ مغز باید ډېره زیاته محاسبه ترسره کی چی دهغه څخه یو معنا لرونکی څه تر لاسه کړی.

دتکامل دعلم پوهان په دې عقیده دی چی موسیقی دانسانانو ترمنځ دمکالمې دضرورت له امله رامنځته سوې ده. یعنی له هغو لومړیو ورځو څخه چی انسانانو یواوبل ته ږغ کول پیل کړل، دموسیقۍ بنسټ کښیښودل سو. له همدې امله موسیقی دانسانانوترمنځ دیو والی یوه پیاړې وسیله ده. دمثال په توگه: حماسی سندری د اعتراض کوونکو ترمنځ فکری یووالی ټینکوی.

مذهبی شعرونه او سندری دعبادت کونکو ترمنځ عقیدوی پیوند تحریکوی. 

عشقی موسیقی د مینانوترمنځ دوستۍ او محبت زیاتوی. 

ماشومانو ته للوللو ویل ددوی او والدینو ترمنځ د وینواړیکی ټینگوی.

ملی سرود دبیلا بیلو مراسمو په وخت کی دخلکوترمنځ گډ احساس پید اکوی.(البته دوی دافغانستان په باره کی خبری نه کوی)

اوپه عمومی توگه موسیقی مینه وال دگډ ذوق په مزو سره تړی اود هغوې په ذهنونو کی د خوند حس لا زیاتوی.

دموسیقی اغېزه پر ذهن باندی:

  • موسیقی دانسان حافظه پیاوړې کوی او آن په ځینوڅیړنوکی ثابته سوې ده چی موسیقی ته غوږ نیول د زده کړی استعداد لوړوی. که څه هم موسیقی د الزایمر او دیمینشیا ناروغی نسی جوړولای خو کولای سی چی دغه ناروغان موسیقی ته په غوږ نیولو سره دخپل ژوند ځینی پخوانۍ کیسې ورپه یاد کړی.
  • موسیقی کولای سی عصبی ناروغی علاج کړی. موسیقی په حقیقت کی ددې توان لری چی دانسان مغز بدل کړی. دنئورولوژۍ عالمانوکشف کړه چی موسیقی ته غوږ نیول د لاندی څو ډولو( نوروکیمیکلز) دترشح سبب کیږی چی دمغز په فعالیت او روحی روغتیا کی رول لوبی:
  • (ډوپامین) یا هغه کمیاوی ذرات چی په مغز کی د خوند اخیستلواو (تحسین) دمرکز سره اړیکی لری.
  • د(کورټېزول )په شان د ستریس هورمونونه
  • (سیروتونین) اوځینی نورهورمونونه چی دمصئونیت یعنی (امیون) سره تړاو لری.

(اکسیتوسین) یا هغه کیمیاوی مواد چی دنوروانسانانو سره د تعلق پیداکولو وظیفه لری.

  • که څه هم دې ته اړتیا ده چی دروحی ناروغیو په علاج کولوکی د موسیقی دتاثیراتو داندازې د معلومولودپاره باید نوری څیړنی هم وسی خوځینوتحقیقاتومخکی لا ثابته کړې ده چی موسیقی د(سخیزوپرینیا)دناروغانودژوند دکیفیت په سمولواو دنورو سره داړیکو په ښه کولو کی مرسته کوی.

دهنرمند د شخصيت په هکله

اوس چی مودانسان پرجسم اوروح باندی د موسیقی جادویی اغېزې وشمېرلی، دلته به وگورو چی علم پخپله دموسیقی دهنرمند دکرکټراوشخصیت په هکله څه وایی.

په انسانی اوټولنیزومسئلوکی هره قاعد استثنا هم لری. هیڅ یوه پدیده یا قضیه په مطلق ډول نسی څېړل کېدلای. همدغه اصل دهنرمندانودشخصیت د تحلیل په اړه هم صدق کوی.

علمی څیړنی وایی ټول هنرمندان او له همدې جملې څخه د موسیقی هرمندان په عمومی توگه دحساسی، مبتکری او ژوندۍ روحیې خاوندان دی. دانسان اوژوند په هکله پراخ بصیرت لری.هغوی دښکلا، نوښت، تنوع اونامقیدو فعالیتونو سره مینه لری.هنری شخصیت غواړی په داسی محیط کی واوسیږی چی زیات قیودات اومقررات پکښی نه وی اودی وکولای سی چی خپل خلاقیت اوتخیل په کارواچوی.هنرمندان په ډېرشوق سره نوښتگری پروژې ترلاس لاندی نیسی اوزیاتره وخت دخپل هنرپه فکرکی داسی غرقیږی چی خپل شا اوخواته هرڅه هیروی.هغوی دپرابلم دحل لپاره نوی اوخلاقه چاره سنجوی . هنرمند په تېره بیا د رنگ، شکل، آواز اواحساس په وړاندی زیات حساس وی.

په دې ډول، دموسیقی هنرمند – هم دسازاوهم آوازهنرمند یومعمولی شخصیت ندئ. هغه دیوهنری اثرد خلق کولو دپاره پخپل ټول توان اواستعداد سره هڅه کوی داسی ښکلااوخوند خلق کړی چی دخلکو زړونه ور ونازوی، اعصاب یې ورآرام کړی، پر شونډانو باندی یې موسکا پیداکړی اوحتاله سترگو څخه یې دخوند اولذت اوښکی راوبهوی. ځکه نودتعجب وړنده چی موسیقی دانسان د عاطفی احساس ترټولوظریف بیان گڼل کیږی.

دهغه حالت تصور وکړئ کله چی هنرمند دیوهنری اثردتخلیق خیالونه په سر کی پالی، دژوند دنورو کارونو څخه لاس اخلی ،دهررازستونزو، مفلسیو،مایوسیو، مذهبی اوکلتوری تعصبونو، حسادتونو، تنگ نظریواودښمنیو سره سره مخ په وړاندی ځی څودخپل آواز په پردواویا هم دساز په ترنگ کی یوه هنری تحفه برابره کړی اود بشریت دخوښۍ اوخوند اخیستلو دپاره یې وړاندی کړی. کله چی یوسندرغاړی دآهنگ اوطرزدجوړولودپاره دخپلی حنجرې څخه آوازراباسی اویاد سازهنرمند د رباب،تنبور، دلربا شپېلۍ ، ډهل ، سیتار، سرود، گیتار، پیانو، اکورډیون ،ویلون، طبلې، هرمونیې، ساکسپون اویا دسازدهری بلی وسیلی په ږغولوسره یوترنم ایجادوی، په حقیقت کی خپل زړه، خپل دمحبت اوانساندوستۍ احساس اوخپل روح دهنرمینه والوته هدیه کوی. دموسیقی هنردنوروټولوهنرونوپه شان ، دانسانانو ترمنځ دمینی اومحبت، دوستۍ او صمیمیت اوسولی اوسلامت په لاره کی خدمت کوی.

موسيقي اواسلامي نړۍ:

دموسيقي دحلال يا حرام والي مسئله دلته زما دبحث موضوع نده. يوشمېرپوهانو، اسلامي څيړنکواودنظرخاوندانو په دې هکله زيات دلايل وړاندي کړي اود موسيقي دحرام والي مفکوره يې رد کړې ده. زه د منطقي، تاريخي اوټولنيزوواقعيتونوپربنسټ لاندي څوټکي څرگندوم:

  • دنوي احصايي له مخي په نړۍ کي د مسلمانانو شمېر ۱.۹بليونه يا۱.۹ زره مليونه ته رسيږي اوپه پنځوسواسلامي هيوادونواودواتيکان پرته ، چي يوازي دعيسويانوځانگړي قلمرو دئ، دنړۍ په نوروټولومملکتونوکي اوسيږي. دغه په زرهاوو مليونونه خلک دپيړيو پيړيو راهيسي موسيقي ته غوږ نيسي، خوند ځيني اخلي او قدر يې کوي . دا فغانستان پرته چي دطالبي حکومت په امر ټول ملت ددغه نعمت څخه بې برخي سوی دئ، په نړۍ که هيڅ داسي يو هيواد نسته چي هلته دي د انسانانودموسيقۍ هنري ذوق خپه سوی وي. يوازي د مالي په نوم د يوافريقايي هيواد په شمالي سېمو کي چي د القاعده دپلويانوله خواداره کيږي ، موسيقي منع سوې ده چي هدف يې دمالي پرمرکزي حکومت باندي دهنري عايداتو بندول دي.
  • همغه رازچي ددغي ليکني په مخکنيو برخو کي مو ولوستل، د موسيقي ږغول اوغوږ ورته نيول يوازي دتفريح وسيله نه بلکي د انسان د روحي اوجسمي سلامتيا دپاره حتا دطبابت او سيکالوژۍ له خوا د تداوۍ د يوې وسېلې په توگه توصيه کيږي. موسيقي دانسان د روحي تکليفونو لکه روحي فشار،پريشانۍ اوتشويش اوهمداراز د جسماني دردونو دارامولو اغېزه لري. موسيقي دانسان احساسات لطيف او نرموي. انسان ته دخوند ترڅنگ دتصميم نيولو قدرت ورکي اوحتا دمتصوفينو په نظرصوفيانه موسيقي انسان دځان پيژندني او خداي پيژندني مقام ته رسوي.
  • هغه کسان چي موسيقي ته دلهواولعب ، فسق اوفساد نوم ورکوي، بايد دې حقيقت ته پام وکي چي دنړۍ په زرهاوومليونونه مسلمان اوغير مسلمان خلک چي دموسيقۍ سره مينه لري، ټول فاسقان اوبد کاران ندي بلکي زيات يې د تقوااو فضيلت، انساني ارزښتونو او شرافت خاوندان دي . فسق او فساد، بد اخلاقي او بدلاري دهر انسان په شخصيت پوري اړه لري نه دهغوي په هنري ذوق پوري.هغه کسان چي بد طينته اوبداخلاقه وي، کيدای سي چي د موسيقي څخه ناوړه استفاده وکي او دعياشۍ اوبداخلاقۍ دپاره کار ځيني واخلي ،همغه راز چي نور کسان ممکن دخپل کسب اوکار، سياسي موقف، اقتصادي تسلط اوحتا د خپل مذهبي مقام اوپه خاصه توگه داسلامي وظيفې –ملايي اوطالبي دريځ څخه په ناوړه استفاده سره دانساني کرامت خلاف عمل وکي.
  • که په مشخص ډول په افعانستان اودنړۍ په نوروهيودادونوکي دموسيقۍ د ساز او آواز دهغومړو اوژونديو هنرمندانو نومونه واخلو چي زموږ دنسل خلک يې په مستقيم يا غيرمستقيم ډول پېژني ،وبه وينو چي دهغوی اکثريت پرهېزگاره، متواضع، خيرغوښتونکي اونېک خلک وه اودي. دهغو کسانو په نظر چي موسيقي حرامه ده، بايد ټول مسلمان هنرمندان گناه کاران او فاسدان وبلل سي چي داکار يوه مطلقه خطا او بې انصافي ده . موسیقی دبشریت دپاره یوه الهی ودیعه ده چی دانسان دخوښۍ اوسلامتیا په خدمت کی ده. هغه کسان چی خپل ځان یې له دغه نعمت څخه محروم کړی اونورخلک هم ورڅخه بې برخي کوی، په حقيقت کي دهغوی په باطن کی هغه جوهریاعنصر چی دانسانی ښکلا ددرک وظیفه لری، سمه وده نده کړې اوله همدې امله دمتمدن ژوند نورمظاهرهم دخپل متعصب او متحجرذهنیت قربانی کوی.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*