تازه ها :

بایگانی/آرشیو برچسب ها : باز باران اگر می باری

باز باران اگر می بارید

داستان کوتاه از حمیرا قادری از کمرت می افتد روی پاهایت، جواب نمی دهد آخرین خانه کمربند، روی زیپ چین های پطلون* شده اند چین های دامنی بلند و مشکی، نگاه کنجکاوت روی چینهای پرده می ماند، روی روبانی که به دور پرده بسته ای. ذوقی دلت را لبریز می کند، بیرون هوا سرد است اما بساز به نظر می ... بیشتر بخوانید »